| |
| پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386 |
| مراسم وداع با شهدا |
مراسم وداع با شهدا
امروز لاله های سر افراز بر دوش مردم شهرم بودش
پیکر ۱۱ تن ازکبوتران خونین بال شهدای ۸ سال دفاع مقدس
این متن رو به تمام شهدا تقدیم میکنم
امروز باز در هوای شهرم
اشک ها ریخته شد
برای وداع با لاله ها
امروز رسم عشق دوباره زنده شد
رسم تازه بودن در دیار دور
رسم پاک لاله ها دوباره زنده شدن در دلم
برای قصیده سفر من - تو
دلم غم اندوه سفر را دوباره یاد آوری کرد
آسمان بگو سهم من ، ما از این گوی چیست؟
دلم ، دلت - میدانم برای پرواز تنگ شده
قسمت آنها آسمونی شدن بود
قسمت ما یک دل خسته ـ شکسته -پربسته
آری آمدن تا باز رسم عشق را ، رسم عاشق ماندن را دوباره یادآوری کنن
راستی در دفتر دلت چه عهدی بستی با لاله های خونین بال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
| |
| چهارشنبه 23 آبان ماه سال 1386 |
| رسم عاشقی |
رسم عاشقی
اشک دلت در فراق ریخت و بر تو شمعی گشت
قصه وفا افسانه دل شد و شمع ذره ذره گشت
دیدگانت در جستجوی ستاره شکسته اشک ریخت
قلبی شکست در بی عهدی زمانه واژه ها
اما دل در تب عشق سوخت و عاشق شد.
|
|
| |
| چهارشنبه 9 آبان ماه سال 1386 |
| تو قاب خاطره هام میشکنه دلم با رفتنت بی صدا |
من به سهم خودم
در گذشت استاد فقید قیصر امین پور
را به همه اساتید و دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم.
این مطلب رو به مناسبت درگذشت ناگهانی استاد فقید قیصر امین پور نوشتم .
تو قاب خاطره هام میشکنه دلم با رفتنت بی صدا
واژه هام خسته - تنها
تو تنهایی غم حقیقت
سرودن غصه رفتن یک آبی ،
تو حاشیه غبار حرفا
شاید اونی که رفت دلش غریب بود
غم تنهایی واژه ها براش سنگین بود
غصه رفتنش برامون سخته
آخر رسم دلتنگیش ، پرواز بود پرواز
قسمتش شد پرکشیدن ازخاک
تو قاب خاطره هام میشکنه دلم با رفتنت بی صدا
اون رفتش و تنها موندش ازش کتابچه واژه ها
اسم آبی - ش و واژه هاش شد یک یادگاری
تو قاب خاطره هام میشکنه دلم با رفتنت بی صدا
اشک رفتنت می ریزه بی صدا بی صدا تو دلم دلم .........
  ری را ..... ....> تنها  
|
|
| |
| پنجشنبه 3 آبان ماه سال 1386 |
|
تنهای تنها تو حصار غبار غما
من ـ تو دنبال واژه ها برا حرفها
غم تنهایی غمِ مژگان چشاتِ
ولی تو حس چشات شریکه
اول واژ ه ها گفتن غمهِ تنهایی
ولی غبار چشات حکایت ِ رفتن ِ
اول رسم غمت پاکی عشق بود
حالا آخر حرفات رسم بدعهدی ِ شکستن ِ
|
|
| |
| پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386 |
| ری را ................> سکوت تنها همدم تنهایی |
ری را ................> سکوت تنها همدم تنهایی
در تنهایی صدای سکوت مرهم دو سه روز
زنده بودن من تو می شه
اومدم تا باز غم تنهایی رو برات بگم
ولی چشمات همه وفا رو نقش خاکستر زده بود
اینو بدون تنها همدم تنهایی هام سکوت ِ سکوت
نقش غم برا چشمام حرفه دله حرف ِ دل
ری را تنها سکوت 
|
|
| |
| جمعه 6 مهر ماه سال 1386 |
|
تنهایی را برای همیشه مهمان میکنم
برای همیشه میروم
خداحافظ
|
|
| |
| شنبه 3 شهریور ماه سال 1386 |
| تقدیم به .......... |
تقدیم به تو
با تو از سکوت ثانیه ها گذشتم
اما با سنگ نامهربانی دلم را شکستی
تو را صدا کردم
با بی مهری صدایم را در سکوت اسیر سایه ها کردی و رفتی
آه در این شب دلم با ستاره تنهاست
و در غمی شریک است
اشکم با صداقت وفا در هم می شکند و قلبم بی تو بودن را در حسی دور تجربه میکند
به من بگو گناه من از ری را بودن چیست؟
گناه من از با تو بودن چیست؟
آیا در سایه ها صداقت را نقاشی کردن بود ؟ یا دل دریایی ام را در اشک پنهان کردن
می روم
می روم
ری را در تنهایی سکوت بی مهری ات را مرور میکند
میروم تا با سکوت در آیینه ها نگویم که صداقتم در دست باد شکست
تنهایی ام با خاطره هایم راز نامهربانیت را مدفون دلم میکند
تا عاشق تنهای عشق نداند
بر معشوق شکسته در باد چه گذشته است.
|
|
| |
| پنجشنبه 4 مرداد ماه سال 1386 |
| تنهاترین سکوت |
تو بودی و تنهاترین سکوت
من بودم و آوار حرفها
عاشق تنهایی بودی
به سکوت تنهاترین تنهایی رسیدی
دلت با واژه ها همراز بود
اما دلم اسیر بی صدا بود
دلت به تنهایی بها می داد
اما دلم می شکست غرور سکوت رو
عاشق تنهاترین سکوت ، تو بودی
تو حصار واژ ه ها، مخفی سایه ها دلم بود
دلت تو تنهاترین سکوت ،غربت واژه ها رو صدا میکرد
اما دلم راز سکوت رو با سایه ها خط می زد.........
|
|
| |
| جمعه 22 تیر ماه سال 1386 |
| تنهایی در اشک چشمانت .......... |
در آخرین لحظه وداع
تنهایی در اشک چشمانت پنهان می شود
عشق پنهان شده در قلبت راه غم می پیماید
غم پنهان میکند عشق ذره شده در قلبت را
تو دلگیر از واژه ها رفتن
را به ماندن ترجیح میدهی
از جاده های بی نشان می گذری
تا غم عشق در جاده ها
حکایت غریب بی کسی نشود
در لحظه وداع دلت در غم غریبی
همدم تنهایی اشک چشمانت شد
و یادگار دو سه روز ماندن .....
|
|
| |
| دوشنبه 18 دی ماه سال 1385 |
| ستاره دلت با کدامین نگاه سیاهی در شب همراه شد ... |
ستاره دلت با کدامین نگاه سیاهی در شب همراه شد
که آسمان ِ شب اینچنین با سکوت همدم همیشگی شد
غم غریبی در چشمان صداقت به چشم می خورد
آنچه می ماند یک دفتر پر از حرف های ناگفته
که روزی به سویت به پرواز در آمد و
حکایت دو سه روز ماندن و رفتن تو بود .
ستاره دلت با کدامین سایه رفت که
آسمان دلگیر از این همه بودن شد
حال در غوغای ستارگان به دنبال ستاره از دست رفته ات هستی
در حالی که آسمان رسم بی وفایی را
در طومار دلشکسته گان می نویسد
و باران همدم چشمهای تنهایی آسمان می شود .... |
|